۱۳۸۷ شهریور ۱۴, پنجشنبه

دعا براي‌ اجراي‌ عدالت‌

اي‌ خداوند چرا دور ايستاده‌اي‌ و خود را در وقت‌هاي‌ تنگي‌ پنهان‌ مي‌كني‌؟ 2 از تكبّر شريران‌، فقير سوخته‌ مي‌شود؛ در مشورت‌هايي‌ كه‌ انديشيده‌اند، گرفتار مي‌شوند. 3 زيرا كه‌ شرير به‌ شهوات‌ نفس‌ خود فخر مي‌كند، و آنكه‌ مي‌ربايد شكر مي‌گويد و خداوند را اهانت‌ مي‌كند.4 شرير در غرور خود مي‌گويد: «بازخواست‌ نخواهد كرد.» همة‌ فكرهاي‌ او اينست‌ كه‌ خدايي‌ نيست‌. 5 راههاي‌ او هميشه‌ استوار است‌. احكام‌ تو از او بلند و بعيد است‌. همة‌ دشمنان‌ خود را به‌ هيچ‌ مي‌شمارد. 6 در دل‌ خود گفته‌ است‌: «هرگز جنبش‌ نخواهم‌ خورد، و دُور به‌ دُور بدي‌ را نخواهم‌ ديد.»7 دهان‌ او از لعنت‌ و مكر و ظلم‌ پر است‌؛ زير زبانش‌ مشقّت‌ و گناه‌ است‌؛ 8 در كمينهاي‌ دهات‌ مي‌نشيند؛ در جايهاي‌ مخفي‌ بي‌گناه‌ را مي‌كشد؛چشمانش‌ براي‌ مسكينان‌ مراقب‌ است‌؛ 9 در جاي‌ مخفي‌ مثل‌ شير در بيشة‌ خود كمين‌ مي‌كند؛ به‌ جهت‌ گرفتن‌ مسكين‌ كمين‌ مي‌كند؛ فقير را به‌ دام‌ خود كشيده‌، گرفتار مي‌سازد. 10 پس‌ كوفته‌ و زبون‌ مي‌شود؛ و مساكين‌ در زير جباران‌ او مي‌افتند. 11 در دل‌ خود گفت‌: «خدا فراموش‌ كرده‌ است‌؛ روي‌ خود را پوشانيده‌ و هرگز نخواهد ديد.»12 اي‌ خداوند برخيز! اي‌ خدا دست‌ خود را برافراز و مسكينان‌ را فراموش‌ مكن‌! 13 چرا شرير خدا را اهانت‌ كرده‌، در دل‌ خود مي‌گويد: «تو بازخواست‌ نخواهي‌ كرد؟» 14 البته‌ ديده‌اي‌ زيرا كه‌ تو بر مشقّت‌ و غم‌ مي‌نگري‌، تا به‌ دست‌ خود مكافات‌ برساني‌. مسكين‌ امر خويش‌ را به‌ تو تسليم‌ كرده‌ است‌. مددكار يتيمان‌ تو هستي‌. 15 بازوي‌ گناهكار را بشكن‌. و اما شرير را از شرارت‌ او بازخواست‌ كن‌ تا آن‌ را نيابي‌.16 خداوند پادشاه‌ است‌ تا ابدالا´باد. امّت‌ها از زمين‌ او هلاك‌ خواهند شد. 17 اي‌ خداوند مسألت‌ مسكينان‌ را اجابت‌ كرده‌اي‌، دل‌ ايشان‌ را استوار نموده‌اي‌ و گوش‌ خود را فراگرفته‌اي‌، 18 تا يتيمان‌ و كوفته‌شدگان‌ را دادرسي‌ كني‌. انساني‌ كه‌ از زمين‌ است‌، ديگر نترساند.

صدورحكم " ارتداد" برای دو هموطن مسیحی در دادسرای شیراز

با گذشت بیش از ۳ ماه از دستگیری و بازداشت دوتن از برادران مسیحی مان در شیراز؛
از سوی دادسرای عمومی و انقلاب اسلامی استان فارس برای
این نوكیشان مسیحی كیفر خواست "ارتداد" صادر گردید.

همزمان با تشدید فشار و سختگیریها از سوی مامورین امنیتی نظام بر علیه نوكیشان مسیحی در داخل كشور ، به خصوص در اردیبهشت ماه سالجاری برابر با ( می - ۲۰۰۸) در شهر شیراز كه منجر به دستگیری و بازداشت بسیاری از فعالین و اعضای كلیسا های خانگی شده بود ، دو تن از این برادران با گذشت بیش از ۳ ماه همچنان در بازداشت و زندان بسر می برند.
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان از شیراز، دو تن از هموطنان مسیحی بنام های "محمود متین آزاد" ۵۳ ساله و " آرش بصیرت" ۴۰ ساله در تاریخ ۲۴ اردیبهشت سالجاری برابر با ( ۱۵ می- ۲۰۰۸) در " پارك باغ رویا " توسط تعدادی از مامورین اطلاعات و امنیت دستگیر و بازداشت شدند.
"محمود متین و آرش بندری" پس از دستگیری تا مدتها در بازداشتگاه موقت زندان اطلاعات (معروف به پلا ك ۱۰۰) واقع درخیابان سپاه - میدان ارتش در مرکزشهر شیراز، در سلول های انفرادی بسر می بردند . كه در طول این مدت به دفعات آنان را مورد بازجویی های طولانی قرار می دادند. بنا بر این گزارش، آنها در تاریخ ۲۵ تیر ماه ( برابر با ۱۵- جولای) به بند عمومی انتقال یافتند.
با گذراندن حدود ۲ ماه در بازداشتگاه زندان اطلاعات و بودن در زیر بازجوئی های شدید و فشارهای روحی و روانی اگر چه درحالیکه مقامات امنیتی در داخل زندان بتدریج از برخی فشارها در زندان در مورد آنان کاسته بودند امـّـا شرایط همچنان از وخامت حال بسیار بد" آرش بندری" حکایت داشت چرا كه وی مبتلا به بیماری قند ( دیابت ) بوده وگزارش ها حكایت از آن داشت که در این مدت از سوی مسئولین زندان هیچ اقدامی جهت درمان وی صورت نگرفته بود.
اگر چه خانواده های ایشان پس از بازداشت و دستگیری بارها به ساختمان مربوطه مراجعه و سعی داشتند تا با قرار وثیقه آنان را بطور موقت آزاد و تحت مداوا در بیرون از زندان قرار دهند اما مقامات در این خصوص این پرونده را جالب و حساس (!) از آن یاد كردند و از قبول هرگونه وثیقه ایی در خصوص آزادی موقت بازداشت شدگان خودداری كردند.
قرار مجرمیت و كیفر خواست
به گزارش FCNN، طبق گزارش پرونده بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شیراز و طی گزارش منتشره از سوی اداره كل اطلاعات استان فارس ، برای آقایان ۱- محمود متین آزاد ۲- آرش بصیرت ؛ و بر اساس نحقیقات و استناد به ماده ۲۱۴ قانون آئین دادرسی كیفری دادگاههای عمومی و انقلاب ، و مسائل ۱ و ۹ مبحث "ارتداد" كتاب "تحریرالوسیله" امام خمینی قرار "مجرمیت " و تقاضای كیفر" ارتداد" برای متهمین صادر و اعلام گردید.
از دیگر موارد اتهامی به این دو هموطن مسیحی كه در گزارش بازپرسی آمده : تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ،تشویش اذهان عمومی،و نشر اكاذیب ،اهانت به مقام بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری و مسئولین نظام بوده است !
شایان ذكر است بر اساس فقه اسلامی، خروج از دين" اسلام" در حکم ارتداد بوده و به گفته فقها ، خون فردی که از اسلام خارج شود، "مباح" است. اگر چه در قوانين جزائی ايران بطور رسمی تا کنون ماده ای مشخص و اختصاصی در مورد ارتداد وجود ندارد اما دادگاه ها در صدور حکم اعدام تنها براساس احکام شرعی و متون فقهی استناد می كنند.
طبق اصل ۱۶۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی تصريح کرده است:« قاضی‏ موظف‏ است‏ کوشش‏ کند حکم‏ هر دعوا را در قوانين‏ مدونه‏ بيابد و اگر نيابد با استناد به‏ منابع معتبر اسلامی يا "فتواهای" ‏ معتبر، حکم‏ قضيه‏ را صادر نمايد.
از جمله می توان به رساله كتاب " تحریرالوسیله" بنیانگذار جمهوری اسلامی اشاره كرد ،كه دادستانی عمومی و انقلاب شیراز با استناد به آن برای این نوكیشان مسیحی تقاضای كیفر خواست " ارتداد "صادر نموده است.
تاکنون، افراد زيادی در ایران تحت عنوان افراد « مرتد» دستگير شده اند و حکم اعدام در اين زمينه در موارد محدودی صادر شده است كه اين مسئله همواره مورد اعتراض شديد مراجع حقوق بشری در سطح بین المللی قرار گرفته است .
بر اساس اصل هجدهم اعلاميه جــهانی حــــقوق بشر، تمامی شهروندان کشورهای عضو سازمان ملل متحد بايد « از آزادی فکر، وجدان و مذهب برخوردار باشند و اين حق متضمن آزادی تغيير مذهب يا عقيده است.
از عموم هموطنان بخصوص كلیسای ایران در داخل و خارج از كشور تقاضا داریم برای سلامتی و بازگشت این عزیزان به نزد خانواده و فرزندانشان و برای نتیجه رای دادگاه شرع كه باید در روزهای آینده حكم نهایی را صادر كند متحدا در دعا و روزه باشیم.
اشعیا باب دوازده آیه دو
خداوند، نجات دهنده من است. من به او توکّل می کنم و دیگر ترسان نیستم. خداوند به من قدّرت و توانایی می بخشد، او نجات دهنده من است.

۱۳۸۷ شهریور ۱۳, چهارشنبه

رنجنامه نخبه اي که به دليل ديانت بهائي از تحصيل محروم شد


من، هلاکو رحمانيان، جوان 19 ساله بهائي هستم. در سال تحصيلي 86-85 در مقطع پيش دانشگاهي در رشته رياضي-فيزيک درس مي خواندم و به طور فشرده براي کنکور سراسري خود را آماده مي کردم. اکثر آزمون هاي آزمايشي را با موفقيّت پشت سر گزاشتم و اميد مي رفت که از پس ِ کنکور سراسري نيز بتوانم با رتبه اي عالي بر بيايم. در کنکور سراسري 86 شرکت کردم و در اعلام نتايج اوليّه، توانستم رتبه 54 در سهميه مناطق و 76 را در کشور اخذ کنم. يقين داشتم که با اين رتبه مي توانم در هر رشته و در هر دانشگاهي قبول شوم، با اين حال 26 رشته را در فرم مربوطه برگزيدم. امّا به صورت کاملا" غير منتظره، در اعلام نتايج نهايي در سايت رسمي سازمان سنجش، با عبارت "مردود" جلوي اسم خودم مواجه شدم. بلافاصله به سازمان سنجش تهران و سپس کرج رفتم. در هر دو مکان صراحتا" به من گفته شد که عدم قبولي من به خاطر دين من و بهائي بودن است. امّا علّت اين امر را به ا ُرگان هاي ديگر نسبت دادند بدون اينکه از آنها نامي ببرند. اگر هم نامي مي بردند، هنگامي که به محل مربوط مراجعه مي کردم، هيچ مسئوليّـتي قبول نکرده، و سازمان سنجش را جوابگوي اين امر عنوان مي کردند. بدين ترتيب دست من ديگر به هيچ جا بند نبود و به راحتي هر چه تمام تر، عليرغم اينکه قابليّت هاي خود را ثابت کرده بودم و رتبه اي بسيار خوب کسب کرده بودم، از حقّ طبيعي تحصيل در دانشگاه هاي کشورم محروم شدم.اندکي بعد براي گواهي رتبه خويش، جهت ارائه به بنياد نخبگان و استفاده از مزاياي رتبه زير 100 رشته رياضي-فيزيک، به سازمان سنجش تهران مراجعه کردم. مسئول مربوطه گقت که گواهي تا يک هفته ديگر به خانه تان پست خواهد شد. سه هفته گذشت و خبري نشد و من بار ديگر به سازمان سنجش رفتم و دوباره فرم جديد پر کردم. باز هم مدّت مديدي گذشت و گواهي رتبه اي در کار نبود. مجدّدا" به سازمان سنجش مراجعه کردم. اين بار فرد مسئول شماره اي از کرج در اختيارم گذاشت و از من خواست که اين گونه پي گيري کنم. به شماره مربوطه زنگ زدم. فرد پشت تلفن ضمن آگاهي کامل از تقاضاي من، بعد از اينکه از من دينم را جويا شد، نه تنها تقاضاي گواهي رتبه ام، بلکه رتبه من را نيز در کنکور سراسري باطل اعلام کرد. و بدين ترتيب بعد از محروميّت از ورود به دانشگاه، از مدرک معتبر رتبه خود نيز محروم شدم.نيمه دوم سال 86 براي کنکور سال 87 ثبت نام کردم. اين بار هم خود را براي آزمون آماده کردم و در جلسه آزمون کنکور سراسري سال 87 حاضر شدم. امّا اين بار در اعلام نتايج اوّليه در سايت رسمي سازمان سنجش به جاي مشاهده نمرات، درصدها و رتبه ي خويش عبارت "به دليل نقص پرونده با صندوق پستي کرج 3166-31535 سازمان سنجش آموزش کشور مکاتبه نماييد." درج شده بود. بلافاصله به سازمان سنجش کرج مراجعه کردم و باز هم عينا" همان حرف هاي سال گذشته را شنيدم که پرونده من نقصي ندارد بلکه مشکل دين من و بهائي بودن من است. مرا به بخش گزينش استاد و دانشجوي سازمان سنجش تهران ارجاع دادند. در آن جا ابتدا به ما گفته شد که بايد به همان سازمان سنجش کرج برويم، ولي بعد با اصرار توانستيم، با تني چند از دوستان بهائي ام که مشکلي همچون من داشتند، با مسئول اصلي بخش ملاقات داشته باشيم. ايشان مدّعي شدند که چند سال است که براي احقاق حقّ بهائيان براي ورود به دانشگاه تلاش مي کنند، امّا هنگامي که خواستيم که نمونه تلاش هاي خود را نام ببرند تا ما نيز از آن راه ها اقدام کنيم، از جواب دادن امتناع ورزيدند و به نام هيچ ا ُرگاني را نگفتند تا پي گير اين موضوع باشيم. در نهايت، بعد از يک ساعت صحبت، بدون هيچ گونه تعهّد کتبي و يا حتّي اينکه نامه هاي ما را دريافت کنند، ما را با عبارت "برويد که وقت مرا هم گرفتيد!" بدرقه فرمودند.هم اکنون من باز هم با همان بحران عدم ورود به دانشگاه، همانند سال گذشته، البته کمي زودتر، آن هم فقط و فقط به خاطر اعتقد و باورم به ديانت بهائي، روبرو شده ام. عليرغم وجود بندها و اصول متعدّدي در قانون اساسي که حاکي از عدالت است، مانند: آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه و رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امکانات عادلانه براي همه (اصل 3)، رفتار با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي نسبت به افراد غير مسلمان و رعايت حقوق انساني آنها (اصل 14)، برابري حقوق مردم ايران از هر قوم و قبيله که باشند (اصل 19)، تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ کس نمي تواند به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد (اصل 23)، باز هم دستم به جايي براي اعتراض و دادخواهي بند نيست.اين طور که از اوضاع پيداست، امسال هم از دانشگاه خبري نيست... .
انتشار از فعالان حقوق بشر در ايران

داوري‌ عادل‌ خدا

براي‌ سالار مغنيان‌ برموت‌ لبين‌. مزمور داود‌ خداوند را به‌ تماميِ دل‌ حمد خواهم گفت‌؛ جميع‌ عجايب‌ تو را بيان‌ خواهم كرد. 2 در تو شادي‌ و وجد خواهم‌ نمود؛ نام‌ تو را اي‌ متعال‌ خواهم‌ سراييد. 3 چون‌ دشمنانم‌ به‌ عقب‌ بازگردند، آنگاه‌ لغزيده‌، از حضور تو هلاك‌ خواهند شد. 4 زيرا انصاف‌ و داوريِ من‌ كردي‌. داورِ عادل‌ بر مسند نشسته‌اي‌. 5 امّت‌ها را توبيخ‌ نموده‌اي‌ و شريران‌ را هلاك‌ ساخته‌، نام‌ ايشان‌ را محو كرده‌اي‌ تا ابدالا´باد.6 و اما دشمنان‌ نيست‌ شده‌ خرابه‌هاي‌ ابدي‌ گرديده‌اند؛ و شهرها را ويران‌ ساخته‌اي‌، حتي‌ ذكر آنها نابود گرديد. 7 ليكن‌ خداوند نشسته‌ است‌ تا ابدالا´باد، و تخت‌ خويش‌ را براي‌ داوري‌ برپا داشته‌ است‌؛ 8 و او ربع‌ مسكون‌ را به‌ عدالت‌ داوري‌ خواهد كرد، و امّت‌ها را به‌ راستي‌ داد خواهد داد. 9 و خداوند قلعة‌ بلند براي‌ كوفته‌شدگان‌ خواهد بود، قلعة‌ بلند در زمانهاي‌ تنگي‌. 10 و آناني‌ كه‌ نام‌ تو را مي‌شناسند، بر تو توكل‌ خواهند داشت‌، زيرا اي‌ خداوند تو طالبان‌ خود را هرگز ترك‌ نكرده‌اي‌.11 خداوند را كه‌ بر صهيون‌ نشسته‌ است‌ بسراييد؛ كارهاي‌ او را در ميان‌ قوم‌ها اعلان‌ نماييد، 12 زيرا او كه‌ انتقام‌ گيرندة‌ خون‌ است‌، ايشان‌ را به‌ ياد آورده‌، و فرياد مساكين‌ را فراموش‌ نكرده‌ است‌.13 اي‌ خداوند بر من‌ كرم‌ فرموده‌، به‌ ظلمي‌ كه‌ از خصمان‌ خود مي‌كشم‌ نظر افكن‌! اي‌ كه‌ برافرازندة‌ من‌ از درهاي‌ موت‌ هستي‌! 14 تا همة‌ تسبيحات‌ تو را بيان‌ كنم‌ در دروازه‌هاي‌ دختر صهيون‌. در نجات‌ تو شادي‌ خواهم‌ نمود.15 امّت‌ها به‌ چاهي‌ كه‌ كنده‌ بودند خود افتادند؛ در دامي‌ كه‌ نهفته‌ بودند پاي‌ ايشان‌ گرفتارشد. 16 خداوند ْ خود را شناسانيده‌ است‌ و داوري‌ كرده‌، و شرير از كار دست‌ خود به‌ دام‌ گرفتار گرديده‌ است‌. هجايون‌ سلاه‌. 17 شريران‌ به‌ هاويه‌ خواهند برگشت‌ و جميع‌ امّت‌هايي‌ كه‌ خدا را فراموش‌ مي‌كنند، 18 زيرا مسكين‌ هميشه‌ فراموش‌ نخواهد شد؛ اميد حليمان‌ تا به‌ ابد ضايع‌ نخواهد بود.19 برخيز اي‌ خداوند تا انسان‌ غالب‌ نيايد. بر امّت‌ها به‌ حضور تو داوري‌ خواهد شد. 20 اي‌ خداوند ترس‌ را بر ايشان‌ مستولي‌ گردان‌، تا امّت‌ها بدانند كه‌ انسانند. سلاه‌.

دیدگاه یك نوجوان ۱۴ساله ازفرضیه تكامل وآفرینش انسان

كاملا مشهود است خلقت با تمام پیچیدگیها كه به توسط خداوند انجام شده است
به مراتب قابل قبولتر از تئوری سیر تكامل است . برای درك سیر تكامل شما به
خیلی باورها بایستی برسید در صورتیكه در آفرینش چنین نمی باشد.



فرضیه سیر تكامل و آفرینیش انسان
نویسنده : داوید گیبسون - ترجمه: پال كلدانی
دیوید گیبسون، نوجوان ۱۴ ساله ای است كه دربزرگترین ایالت مینوسوتای امریكا در در مقطع اول دبیرستان در حال تحصیل می باشد،وی ورزشکاری بسیار پرشوری است که در رشته های فوتبال، بسکتبال، بیسبال، و گلف فعالیت میکند.وی همه ساله تمام دروس خود را با بالاترین نمرات قبول می شود. دیوید فرزند کشیش "گیبسون" شبان کلیسای "فیض" در مینوسوتای ایالات متحده است.این مقاله گفتار و نظرات این نوجوان ۱۴ ساله می باشد كه در باب فرضیه سیر تكامل و آفرینیش انسان می باشد.
در مورد حیات انسان سه سوال مهم بایستی در نظر گرفت كه عبارتند از : از كجا آمده ایم؟ هدف از این حیات چیست؟ سرنوشت ازلی ما چیست؟
امروز من تمام توجه خود را به سوال اول معطوف میدارم، ما از كجا آمده‏ایم؟ تکامل‏گرایان خواهند گفت: شما كیسه‏ای پر ازمواد هستید از ذرات اتمی ومخلوطی از عناصر ژنتیكی ٫ كه نزدیكترین خویشاوند شما همان موجودی است كه از درختی به درختی دیگر تاب می‏خورد و در باغ وحش موز نوش جان می‏كند. كسانیكه به فرضیۀ خلقت معتقد هستند می‏گویند شما یك مخلوق كامل هستید كه با قدرت خداوند خلق شده‏اید. من در این مورد تحقیق كردم و با توجه به واقعیات‏ها بر من آشكار شد و قویاً هم به آن معتقد هستم كه آفرینش به مراتب معقولتر از فرضیۀ سیر تكامل است . اجازه دهید دلایل خود را بیان كنم.
اولین دلیل من پیدایش حیات است٫ پیدایش حیات چنین می‏گوید: حیات از عوامل زندگی پدید آمده است و بغیر از این امكان ندارد. معتقدین به فرضیۀ تکامل در پاسخ می‏گویند : شما به اتكای باور خود این ادعا را دارید. اگر چه بر اساس قوانین زیست‏شناسی اثبات شده است كه این اتفاق، شانسی می‏باشد.
"سِرفردریك هویل" از اختر شناسان و ریاضیدانان بنام دنیا گفته است: بنا بر حساب احتمالات، احتمالی اینکه زندگی بطور شانسی پدید آمده باشد برابر است با احتمالات انداختن بطور متوالی ۵ میلیون بار، طاس تخته نرد كه این امكان پذیر نیست. این محاسبات متناسب با کدام باور است: فرضیه سیر تكامل و یا آفرینش؟
دومین استدلال من بر اساس دومین قانون ترمودینامیك میباشد كه می‏گوید: هر چیزی در دنیا از نظام، ترتیب و تنظیم به پیچیدگی، هرج و مرج و بی سازمانی سیال می‏باشد. این قانون بنام قانون ”آنتروپی“ نیز شناخته شده است، در حالی که تمام بحث تکامل مخالف این قانون است که متاسفانه در تمام کتابهای درسی زیست‏شناسی توضیح داده و گاه از آن دفاع شده است. در فرضیۀ تکامل چنین پنداشته شده است که تمامی جهان در یک سیر صعودی به سوی تکامل و کاملیت در حال پیشرفت است یعنی از یک بافت بسیار ساده به بافت بسیار پیچیده بصورت شانسی و تصادفی در حال پیشرفت است.
برای روشن شدن فکر کسانی که به فرضیۀ تکامل پایبند هستند تصویری را ارائه می‏دهم. اگر یک گردباد با شدت وزش F4 به زمین بزرگی که پر از آشغال است برخورد کند آنچه بعد از عبور گردباد باقی می‏ماند یک جامبو جت ۷۴۷ است.
این مترادف با همان حساب احتمالات سیر تكاملی است كه بر خلاف دومین قانون ترمودینامیك است .آیا این مسخره نیست ٫ شما بگوئید؟ تمامی فسیلهای كه پیدا شده بطور تمام و كمال در فرم میباشند ٫ نه تغییراتی و كمبودی در اجزا آنان دیده شده است . بهتر است بیشتر به این موضوع بیاندیشید........
در خاتمه : اگر خاطرتان باشد٫ زمانیكه در كودكستان بودیم به ما یاد داده بودند که تبدیل قورباغه به شاهزاده یک قصه و افسانه است اما زمانیكه در دانشگاه درس می‏خوانیم به ما می‏گویند تبدیل قورباغه به یك پرنسس علمی است. كاملا مشهود است خلقت با تمام پیچیدگیها كه به توسط خداوند انجام شده است به مراتب قابل قبولتر از تئوری سیر تكامل است . برای درك سیر تكامل شما به خیلی باورها بایستی برسید در صورتیكه در آفرینش چنین نمی باشد.
و خبر خوش این است که می‏توان این خدای خالق را از طریق رابطه‏ای شخصی با "عیسی مسیح" شناخت. این واقعیتی بود كه من كشف كردم. این جا مطلبی دیگری را در پایان و در رابطه با سیر تكامل را بیان می‏کنم .
داروین قبل از اینكه بمیرد بیان داشت: اگر فرضیۀ تکامل درست بود، اسناد در مورد فسیل ها بسیار زیاد و در همه جا یافت می‏شد. داروین در جای دیگری عنوان کرد : بررسی چشم انسان تنها به نوبۀ خود اعتماد به فرضیۀ تکامل را مشکل می‏سازد چون ۲۵۶ عنصر پیچیده باید با هم در عمل باشند تا چشم قادر به دیدن باشد.
دكتر” مایکل بیا” ملحد و پایبند سیر تكاملی سابق كه بعنوان نخبه‏ترین محقق در بافت سلولی زیست‏شناسی در جهان شناخته شده است در كتاب خود بنام “ باز کردن صندوق داروین” در تحقیقات روی سلول‏های انسان چنین اظهار نموده است: پیچیدگی سلولهای بشری بقدری بغرنج می‏باشد كه كمتر به شانس بستگی خواهد داشت. بعد از تحقیقات مفصل٫ اوسیر تكاملی را تقبیح كرد و اكنون حركت “ تدابیر هوشمندانه” را رهبری می‏كند.

گفتگو با كشیش " لی" درخصوص بازداشت رامتین سودمند

كشیش لی : اخيرا فشارها بيشتر شده و شايد دولت تصميم گرفته،
جلوگيری کند از اين که مسلمانان به طرف مسيحيت بروند.

نگراني ها از وضعيت هموطن مسیحی مان رامتين سودمند که از سوی وزارت اطلاعات در مشهد بارداشت شده، در حال افزايش است.
رامتين سودمند پسر کشيش حسين سودمند است که حدود ۲۰ سال پيش در زندان مشهد به خاطر گرويدن به مسيحيت به جرم ارتداد اعدام شد.
علت دستگيری "رامتين سودمند" و اتهامات عليه او مشخص نيست . و تا كنون از سوی مقامات وزارت اطلاعات توضیحی در این باره به خانواده وی داده نشده است.
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان درباره بازداشت رامتين سودمند، رادیو فردا با کشيش «لی» که تا حدود چهار سال پيش کشيش کليسای کره ای در ايران بود، گفت و گو کرده است. كشیش" لی" به تازگی به ايران سفر کرده بود و با رامتین پيش از بازداشت در تماس بود.
چه زمانی رامتين سودمند بازداشت شد؟
کشیش لی: حدود دوازده روز پيش بود، که ايشان خود را حضورا به اطلاعات مشهد که ايشان را خواستند، معرفی کردند، پنجشنبه گذشته، من در آن زمان ايران بودم .
وزارت اطلاعات مشهد، ايشان را خواسته بودند؟
بله، همان کسانی بودند که چند ماه پيش امير و فرشته ديباج را بازداشت کرده بودند و حدود يازده روز نگه داشتند.
منظورتان امير و فرشته ديباج، از مسيحيانی که چند وقت دستگير شده بودند؟
بله، آنها را که آزاد کردند، از طريق امير منتظمی، همسر فرشته ديباج، چندين بار تلفن کردند و رامتين را خواستد. رامتين به دليل اينکه تهران زندگی می کند دليلی نداشت که اطلاعات مشهد با ايشان کار داشته باشد.
(وی می گفت) اگر کاری داشته باشند، از تهران به من تلفن کنند، من خود را معرفی می کنم، ولی چون از مشهد هستند، وظيفه ای ندارم که آنجا بروم. ولی به امير منتظمی فشار آوردند که بايد رامتين بيايد.
پرونده امير منتظمی و فرشته ديباج هنوز بسته نشده و رامتين برای اين که برای آنها اثر بدی نداشته باشد، تصميم گرفت که خود را به اطلاعات مشهد معرفی کند. دو روز بعد از رفتن، ايشان با مادرشان، که در مشهد هستند، تماس گرفته و گفته است که من سالم هستم، برای من نگران نباشيد و تلفن را قطع کرده. صدای رامتين بوده.
به مادرش گفته بوده که کجا زندانی است؟
اجازه ندادند که چيز ديگری بگويد. بعد از آن ديگر هيچ خبری نداشتند و هرچه به اطلاعات تلفن می کنند يا صحبت می کنند، می گويند، که شما ديگر سر و صدا نکنيد، اگر بيشتر از اين هياهو کنيد، نتيجه بدتر می شود. اين گونه تهديد کرده اند .
منظور شما اين است که، از وزارت اطلاعات، خانواده آقای سودمند را تهديد کرده اند که حرفی نزنند؟
برادر رامتين که چندين بار رفته بود و بعد تلفن کردند و صحبت کردند و به او می گويند که شما سر و صدا نکنيد و ساکت بمانيد، زيرا هرچه بيشتر سر و صدا کنيد، بدتر می شود .
اصلا مشخص هست که اتهام آقای سودمند چيست و چرا او را بازداشت کردند؟
هيچ علتی نگفتند.
شما احتمال می دهيد، که بازداشت ايشان در رابطه با دينشان، يعنی مسيحيت است؟
بله، غير از اين هيچ دليلی ندارد. به خاطر اين که ايشان کاری بر خلاف قانون ايران نکرده اند. از خود رامتين شنيدم، که شايد، شخصی از آشنايان ايشان، که در مشهد بازداشت شده ، در کامپيوتر او عکس رامتين را پيدا کرده اند و ممکن است به اين بهانه رامتين را خواسته اند.
شما گفتيد که به تازگی از ايران آمده ايد، آيا زمانی که در ايران بوديد، احساس کرديد که فشارها روی مسيحيان افزايش پيدا کرده است؟
بله اخيرا فشارها بيشتر شده و شايد دولت تصميم گرفته، جلوگيری کند از اين که مسلمانان به طرف مسيحيت بروند.
آيا بر اساس مشاهدات خود، فکر می کنيد تعداد مسلمانانی که به مسيحيت روی می آورند، در حال افزايش است؟
بله، مردم به مسيحيت علاقه پيدا کرده اند و به خاطر اين، ممکن است دولت ايران تصميم گرفته که سعی کند به اين صورت نباشد.
شما نگران آقای رامتين سودمند هستيد؟
دعا می کنيم که هرچه زودتر ايشان را به خانواده برگردانند و با شادی و آرامش با هم زندگی کنند.
آقای لی، ممکن است از شما خواهش کنم، خيلی کوتاه راجع به خودتان توضيح دهيد؟ چون حتما برای خوانندگان جالب است که چطور يک کره ای به اين خوبی فارسی صحبت می کند و تا اين اندازه به ايران علاقه دارد و ايران را خوب می شناسد.
مسيحيان ايرانی که در خارج يا در ايران هستند، ممکن است درباره من شنيده باشند. من به عنوان، کشيش کليسای کره در ايران، نوزده سال خدمت کردم. در سال ۲۰۰۴ دولت ايران اقامت من را تمديد نکردند و مجبور شدم که برگردم به کره. برای ايران خيلی دعا می کنم و ايران را دوست دارم

زنده به گور کردن دختر بدلیل طلاق

يك زن فلسطيني 24 ساله پس از گرفتن طلاق توسط پدر هفتاد ساله خود زنده به گور شد .به نوشته اجمهوری اسلامی، اين پدر بي رحم در توجيه جنايت خود مدعي است اين اقدام را بخاطر حفظ آبروي خانواده انجام داده است .او دست و پاي دختر خود را با طناب و نيز دهان وي را با چسب بسته و او را زنده زنده زير خاك مدفون كرد و سپس خود را تسليم پليس نمود.